من و تو قصه یک کهنه کتابیم مگه نه...؟
دلم مي خواهد همه شقايقهاي دنيا را جمع کنم ، ياسهاي سپيد و مريم هاي
خوشبو را دسته کنم و روي تاقچه اتاقم بگذارم ، مي دانم که عاشق گلهایي
چشمهايم را مي بندم و با عطر گلها خاطرات مهربانيت و همه لحظات
زيباي با تو بودن برايم تداعی می شود.
نوشته شده در ساعت 18:59 توسط لیدا
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ
کارت پستال درخواستی قالبهای کارت پستالی کارت پستال های درخواستی دختر خول وضع پاییز دلم(مدیون اشکهامی اگه فراموشم کنی) دختر پسرای امروزی حباب من(نگین جووون) چکنویس های پر غلط یک جوان love weblog شکل تنهایی مسافرتنها مهوا جوووون غریبه پسری از جنس اقاقیا سعید جووون ریحان جوووون مریم جووون و اما عشق... پسری از جهنم.. (((( نیما جوون...هر چی شما بخوای)) ملیکا جووون سروناز & نگار جووون پاییز تنهایی رکسانا جووون بازنده... غم و دل... خورشید دلها آلونک دوستی نگارستان *** نگار جووونم*** عکس**عکس**عکس من عاشق نمیشم.. پسر اکسیژنی از آبادان آرامشهای کوچولو (آنا جووون) Crystal love بلای ماندگار 2khmalkosh رمان یاسمین نام خواص میوه جات آخر عمرم به یادتم هنوزم سالاری سهم چه کسی خواهم شد...نگار موسیقی جاودان همه چیز در باره باشگاه استقلال
RSS